آرزوهای نجیب

پیوندها

خواستم برایش بنویسم، بجای این افاضات برای دیگران، کمی همین مدل حرف‌ها را برای خودت بنویس.

برایش ننوشتم و هربار سکوت می‌کنم و حرص میخورم از حرف‌هایش.

هیچ‌وقت حرف‌های مهمم را به کسی نگفتم. هزار میلیون بار حرف‌های مثلا مهمم توی سرم چرخ می‌خورند و می‌خورند، ولی هیچ‌وقت از سر به زبان نمی‌رسند.

از سر به زبان نمیرسند و آخرش دیوانه‌ام می‌کنند این حرف‌های نزده.

  • گلی

نظرات (۶)

سلام 
من ولی حرفم و میزنم.... 
نذار بمونه...
میگم خوندی سوتی ها رو ؟؟ 
پاسخ:
سلام (:
مردم همش دلشون می خواد ازشون تعریف کنی من تعریف کردم بلد نیستم(:
آره خوندمشون چند تا ایده اومد توی ذهنم 
حالا قراره یه بار کل وبلاگ قبلیت رو بخونم :D 
ممنون واقعا :بوس
  • استامینوفن :)
  • من ک بودم حرفم رُ میگفتم،اینجوری ادم خودش راحت میشه
    پاسخ:
    ولی مردم آدمهای رک رو دوست ندارن(:
    سلام :))) ایده مگه میاد از سوتی ؟؟؟ نزنی اآتیش سوزی کنی بانو :))) 
    پاسخ:
    سلام (:
    نه می خواستم یه داستان طنز بنویسم، واسه همین ایده گرفتم ((:
  • استامینوفن :)
  • خب دوست نداشته نباشن:)))مگه باید طبق میل اونا رفتار کنم؟
    پاسخ:
    نه 
    ولی آدم کم کم تنها میشه دیگه
    نمیشه؟
  • استامینوفن :)
  • نه گمون نمیکنم..اونایی که باید بمونن میمونن:)
    پاسخ:
    امیدوارم
    البته این پست درباره کسی هست که مطمئنم دلش دروغ شنیدن می خواد (:
    من یه مدت مینشستم با منطق و استدلال و سند حرف میزدم. الان در سکوت و با لبخند خیره میشم به طرف مقابل، چون یه سری ها دروغ های ذهن خودشون رو باور کردن! :)
    پاسخ:
    دقیقا(:
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">