آرزوهای نجیب

پیوندها

چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

دوشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۰۹ ب.ظ

آشپزخانه با آن‌همه کار و ریخت و پاش پناهگاه امنی برای تنها ماندن است. حریمی برای عشق‌ها و وسوسه‌ها و تردیدها. کسی از لابه‌لای آن همه ظرف و بوی غذا و پخت و پز عشق کوچک و ترس‌خورده را نمی‌بیند. آشپزخانه مخفی‌گاه خوبی است هم برای زن هم برای رازهای زنانه.

گفته‌اند بهترین محل برای پنهان کردن چیزی، در دسترس‌ترین نقطه ممکن است. برای همین تا پایان رمان هیچ‌کس از اطرافیان کلاریس، گمان نمی‌برد کدبانوی پاکیزه و غمگین ما که بیشتر اوقاتش را در آشپزخانه می‌گذرد عاشق شده است. هیچ‌کس گمان نمی‌برد، حتی امیل که معشوق است.


چراغ‌ها را من روشن می‌کنم | شهلا زرلکی |  نقد و بررسی آثار زویا پیرزاد


پ ن: خانم زرلکی کتاب نوشته، که مثلا آثار خانم پیرزاد رو نقد کنه، نقدشون دقیقا شبیه گعده‌های دوستانه است که همه‌چیز رو تعریف می‌کنند الا موضوع اصلی. اگر همین جملۀ بالا رو نمی‌خوندم، کتابش رو پس می‌فرستادم با یه نامۀ بلند بالا با این موضوع که خان زرلکی، خواهشمندیم از این به بعد آثار هیچ بدبختی را نقد نکنید با تشکر.


پ ن: اگر روزی، روزگاری استاد دانشگاه شدم و از اون طرف، استاد راهنما پایان‌نامه، اولین کاری که می‌کنم اینه که دانشجو  رو تشویق می‌کنم که با موضوع پایان‌نامه‌اش زندگی کنه، نه ولش می‌کنم به امون خدا تا بیست روز قبل دفاع.

  • گلی

نظرات (۶)

این کتابِ چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم رو دوست نداشتم خودم، ولی موافقم که بهتره بعضی‌ها هیچوقت آثار هیچ بدبختی رو نقد نکنن :/
پاسخ:
چطوری دوستش نداشتی؟ 
از اون کتابایی هست که وقتی دلم از دنیا می گیره باید بخونمش که حالم خوب شه(:
ببین یه حس خوب و دلنشین دائمی توی کتابش بود... اما اتفاقی نمی‌افتاد. شوکه نمی‌شدم، احساساتم تغییر نمی‌کرد. فقط یه آرامش خوب و دلنشین مثل پختن کلوچه‌ها مثلا ؛)
 اما اینکه با یه سبک زندگی آشنا می‌شدم برام جذاب بود. یعنی کتابش خوب بود اما من نمی‌تونستم تاب بیارم مطالعه‌ی این زندگی رو.کسلم می‌کرد‌. 
پاسخ:
بهترین کتابی که خوندی چی بوده؟
منظورم اینه کدوم کتاب بوده که شگفت زده ات کرده و دلت می خواد به همه پیشنهاد بدی بخوننش؟
(:
فردا صبح میام به طور مفصل، شخصی برات توضیح می‌دم‌ چون یکم احمقانه و عجیبه سلیقه‌ام :دی
پاسخ:
باشه باشه(:
نقد تندی به منتقد مربوطه داشتین :) ، کلا منتقد بودن الان شغل خوبیه .راه بلداش درآمدشون رو هم تضمین کردن. بنظرم اصلا توی سیاست و ادبیات و جاهای دیگه بیشتر از اینکه فعال و تولید کننده داشته باشیم ، منتقد داریم و روزنامه و سایت و مجله 
پاسخ:
((:
قصدم واقعا نقد تند نبود
وقتی روی جلد زده نقد آثار مثلا زویا پیرزاد، من اولین انتظاری دارم اینه که حداقل عناصر داستان رو بررسی کنه نه اینکه بشینه منتقد برام قصه تعریف کنه خودش.
البته تولیدمون کم نیست، تولید آثار خوبمون کمه
(:
به نظرم اگه روزی روزگاری استاد شدین در اولین قدم، اصلا دانشجوی شیرازی نگیرید .. در دومین قدم، دانشجویی که شما رو ول کرد همون بیست روز قبل از دفاعش هم نیازی نیست پیگیرش شید ..
پ ن:
دوران دانشجویی ما، دانشجو بود که دنبال استاد می دوید .. الان انگار برعکس شده :دی
پاسخ:
((:

هی روزگار ): 
کلا اهل دلداری نیستید نه؟
به هر حال حقیقت تلخه ...
پاسخ:
((:

حقیقت تلخ که هست، ولی هعی نباید تو چشم مردم کردش که 
یه ذره همدردی بد نیست والا (:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">