آرزوهای نجیب

پیوندها

اولش قرار نبود اینطوری بشه

پنجشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۳۲ ب.ظ



این خانمی هم که در تصویر  می‌بینید، خانم ال ام مونتگمری، خالق آنشرلی است.

خانم نویسنده، رمان آنشرلی رو تقریباً ۱۰۹ سال پیش نوشت. ۱۰۹ سال پیش در ایران تقریباً یعنی زمان احمدشاه قاجار.

کتاب در یکی از جزیره‌های کانادا می‌گذره که الان یکی از مناطق توریستی کاناداست و برای ورود به این جزیره کلی دنگ‌و‌فنگ وجود داره.

کتاب آنشرلی رو که آدم می‌خونه تازه معنی جهان سومی بودن رو درک می‌کنیم. زمانی که شاه‌های قاجار ما توی حرم‌سراها لم داده بودند، جزیرۀ کوچک آنشرلی خط راه‌آهن داشت، کانادا مجلس داشت، حزب داشت، زن‌ها وارد دانشگاه می‌شدند، زن نویسنده وجود داشت، مردمشون کتاب می‌خوندند و دغدغۀ کتابخوانی داشتند، جوانان اون جزیره درگیر تشکیل شورا برای نوسازی جزیره‌ بودند.

و اما ایران در سال ۲۰۱۷-۲۰۱۶ :

مردم توی اردیبهشت به امید و تدبیر رأی میدن، یه شعار خوشگل و توی دل برو با یه رنگ انتخاباتی دلبرتر

هنرمندهای ما، مردمی که شبیه اونا فکر نمی‌کنند، رعیت می‌خونند و دنبال یه کیسه برنج و از اینکه هواپمای اسقاطی خریدیم و اونا می‌تونند باهاش جشنواره برند خوشحال هستند و دلیل رأیشون رو همین هواپیمایی از آسمون نازل شده میدونند.

و اما در مهر و آبان و آذر و دی و بهمن و اسفند مردم کشور در دریا غرق می‌شوند، دیپلماسی قویی نداریم که از دولت چین بازخواست کنیم که چرا؟ چرا کم‌کاری؟  بر اساس تصادفات جاده‌ای، بر اثر سانحۀ هوایی، بر اثر از ریل خارج شدن قطار میمیریم.
روشنفکرهای و هنرمندهای ما یادشون میره که چه شعار‌هایی دادند و با چه شعارهایی مردم رو تشویق به رأی کردند، یادشون میره حرف‌هاشون رو. بعد یه پست اینستاگرامی می‌‌زنند و یه چس ناله می‌کنند و تا حادثۀ بعدی ما رو با بدبختی هامون تنها می‌ذارن.
بعد با مدرک زیر دیپلم برای ما نقش مصلح اجتماعی رو در میارند، نزدیک‌هاشون صدها بچه و طفل معصوم تا مرگ پیش می‌برند بعد ادای حمایت از حقوق کودکان و زنان بی‌سرپرست رو در میارند.
با پارتی محصولات چینی رو وارد کشور می‌کنند و کارآفرینان داخلی رو به خاک سیاه می‌شونند و دم از بیکاری از جوانان می‌زنند و برامون گلریزان و صدقه جمع می‌کنند و جوانی که از سر بیکاری، جرمی رو انجام داده از زندان آزاد می‌کنه، کلی دوربین با خودش می‌بره و توی دوربین زل میزنه و اشک توی چشمهاش جمع میشه و نقش زرو رو بازی می‌کنه ما بدبخت بیچاره‌ها هم براشون دست می‌زنیم و بهشون لقب هنرمند مردمی می‌دیم.
بچه‌هاشون دو تابعه‌ایی هستند و دم از کشور و ایران و خون آریایی می‌زنند.
نویسنده‌هامون کتاب‌هاشون پر میشه از مسائل جنسی و فکر می‌کنند مدرن بودن به این خزعبلات است.
سیاست‌مدارهای ما دغدغه‌هاشون تعداد فالورهاشون است و برای یه فالور بیشتر و کمتر جشن می‌گیرند و بچه‌هاشون توی کشورهای خارجی مشخص نیست برای چه کشوری تعلیمات جاسوسی می‌بینند.
ما اونقدر بدبختیم اونقدر بدبخت، که از بیرون میان برای ما مثلاً مشکلات محیط زیستی‌مون رو حل کنند کاشف به عمل میاد طرف جاسوسه بعد ما مثل احمق‌ها توی صفحه‌های اینستامون براش شیون و زاری راه می‌اندازیم.
سال‌هاست روی مدار صفردرجه داریم می‌چرخیم و مثل بشر زندگی کردن یادمون رفته.







  • گلی

نظرات (۴)

این روزها هم سپری میشه بالاخره
من که امید دارم
پاسخ:
تا زمانیکه مردم ایران خودشون رو جزو یه خانواده ندونند هیچی درست نمیشه! 
ما خیلی خودخواه شدیم خیلی
اونقدر خودخواه که فقط مصالح خودمون رو در نظر می‌گیریم و بقیه رو به کفشمون هم حساب نمی‌کنیم. ما فقط داریم ادای آدم‌های مهربون رو درمیاریم و درونمون یه هیولای زشت نشسته و داره زندگی می‌کننه و بهمون اجازه نمیده کمی هم به فکر بقیه باشیم(:
ولی تو امید داشته باش فافا 
امید چیز خوبیه 
کاش منم امیدم رو پیدا می‌کردم (: 
فقط برام سواله که اگر رییسی بود چی میشد مثلا  ؟ :) 
احتمالا کسی مثل تو پستی مشابه میذاشت براش ؛)
+اگر بالا دستی های ما مشکل دارن و بی شعورن ، خودمون هزار برابر مشکل دار تریم و بیشعور تر گلی جان، اونا هم خوب بلدن چطور سوارمون بشن ، روحانی و رییسی و سگه و شغاله همشون یه مصیبتن و همشون به موقعش سوارت میشن و میتازونن ... و روز به روز هم داریم بدتر میشیم ... 
مردمی که هنوز بدیهی ترین قوانین انسانیت رو بلد نیستن و فقط به اسم اسلام و جای یه مهر تو پیشونی کارهاشون رو پیش میبرن ، چه انتظاریه واقعا ازشون  ؟ :) مردم عامی که بعد این همه تبلیع و توضیح و فرهنگ سازی و کوفت و زهر مار فرق چراغ سبز و قرمز رو نمیفهمن ؟؟؟ 
مردم ما ، مردم جهان سوم ما ، فقط یه کمی تکنولوژی از اونور دنیا دستشون اومده ، وگرنه اصلش اینه هنوز باید با اسب و درشکه جابه جا میشدیم ؛) 
یکی از این بالا دستی ها بود ، قبلا ها فکر میکردم چقدر آدمه ، چقدر خوبه ، بزرگ تر که شدم و یه سری مسائل رو که فهمیدم ، الان بیارنش جلوم تفم نمیندازم تو صورتش‌‌‌‌‌ ...  
آدمیزاد موجود عجیبیه ... عقاید و افکار حال حاضرم دقیقا شده نقطه ی مقابل اونی که بودم ... 
پاسخ:
سلام مریمی (:
من اگه یادت باشه رأی دادم به رئیسی، انتخاب خودم قالیباف بود؛ ولی چون کشید کنار به رئیسی رأی دادم. 
اگه رئیسی رأی می‌آورد و می‌خواست این مدلی رفتار کنه بازم همین پست رو می‌نوشتم؛ چون من آرامش خودم و مردم کشورم مهم‌تر از یه سیاست‌مدار و عملکردش است.
کل حرف من این بود کسی که به یه نفر رأی میده و مردم رو تشویق می‌کنه بهش رأی بدین و مردم به صرف حرف اون آدم میره پای صندوق بعد از انتخابات هم در قبال اون مردم وظیفه داره که رسانهٔ مردمش باشه. 
چند نفر از هنرمندهای ما رفتن پیش رئیس‌جمهور و اعتراض کردند بابت اینهمه بی‌عدالتی که خود رئیس‌جمهور و اطرافیانش باعث و بانیش شدند!
یادته مردم بخاطر حرف کی رفتند پای صندوق رأی و به نماینده‌های مجلس رأی دادند؟ 
برای یه تکرار می‌کنیم 
بعد یکی از همون نماینده‌های تکرار می‌کنیم، میره پشت تریبون مجلس از دزدی‌های باباش حمایت می‌کنه و می‌گه: بابام سهمش رو گرفته؟؟؟
بعد می‌دونی یکی از هنرمندها دربارهٔ این نماینده چی گفته؟ 
خانم هنرمند گفته: فلانی جزو نخبگان کشور هستند و باید ازشون حمایت کرد!!!!!
اینها همش درده 
و بیشترین درد رو ما مردم عادی تحمل می‌کنیم 
همش درد، همش بدبختی، همش غم ...



بی ربط : 
راستی وریا شنبه بعد n قرن انتظار میاد سراغم 😍
پاسخ:
ای وای من
امیدوارم ارزش اینهمه انتظار رو داشته باشه و تو ذوقت نزنه 🙈

کلاً بوس بهت 😘
یه چیزی توی تاریخ هست که خیلی کم بهش توجه می‌شه. توی هر دوره‌ای صنعت جهان با توجه به یک موضوعی شناخته می‌شد. مثلاً تا 20 سال پیش هرکسی صنعت انرژی هسته‌ای داشت پیشرفته بود. قبلش هر کشوری توانایی سد زدن رو داشت پیشرفته بود. قبل از اون هر کشوری که خط آهن داشت. حالا جالب اینجاست. مثل همین الانی که ما با تحریم هسته‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنیم در زمانی که خط آهن نماد توسعه بود ما با تحریم‌های خط آهنی دست‌وپنجه نرم می‌کردیم. خط آهن نهایتاً به واسطه جنگ جهانی بود که وارد ایران شد. یعنی همیشه 20 سال از جهان عقب بودیم. الانی که دنبال انرژی هسته‌ای هستیمم باز 20 سال عقبیم. چون انرژی‌های نو و تجدیدپذیر هستن که در حال حاضر نماد توسعه هستند. انرژی هسته‌ای که هنوز ما در خم کوچه‌ش گیر کردیم تا 20 سال آینده تقریباً جایگاه خودش رو از دست داده. و ما تازه قراره بهش برسیم :|
پاسخ:
کاش فقط ۲۰ سال عقب بودیم، بنظرم ما هزار سال نوری از بقیه عقبیم :|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">