آرزوهای نجیب

پیوندها

خواب‌هایی که می‌بینم

سه شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۴ ق.ظ

خواب دوتا تابوت دیدم.

دوتامون بالای تابوت‌ها ایستاده بودیم و به داخلش زل زده بودیم. آروم رفت توی تابوت نشست و دستش رو به سمت من کشید که منم برم.

با تردید نگاه تابوت کردم. گفت نترس زهرا، دیگه درد نمی‌کشیم. دستم رو بردم سمت دستش خندید. یه‌هویی صدای پدرم اومد که کجا داری میری، مگه پنجشنبه مصاحبه نداری بعد دستم رو کشید و برد.

نگاهش کردم، گفت یعنی تنهایی برم؟

نگاهم رو که دید، گفت پس زیاد منتظرم نذار، منتظرت می‌مونم زود بیا. گفت می‌دونی که؟ گفتم می‌دونم، تو هم می‌دونی؟ گفت: آره خیلی زیاد.

بعد توی تابوت خوابید و شکل یه پرنده شد و پر کشید و رفت توی آسمون.

  • گلی

نظرات (۵)

ان شا الله که خیره.
پاسخ:
ان‌شالله.


چه شاهنامه خونی خوبی داره وبت. کاش  توی طبقه‌بندی موضوعی شاهنامه‌خوانی رو هم می‌ذاشتی تا دسترسی به بقیۀ قسمت‌هاش راحت‌تر می شد (:
همین یه قلمو کم داشتیم
والاع

مصاحبه دادن بهتر از خوابیدن در تابوت است!
تعبیرش همینه
پاسخ:
(:
  • آسـوکـآ آآ
  • انشاالله خیره عزیزم...
    عمرتون و عمرشون طولانی.
    پاسخ:
    ان‌شالله.
  • آقاگل ‌‌
  • قدیمیا می‌گفتن خوابت رو برا آب تعریف کن. اگر خوب باشه که پیش میاد. اگر بد هم باشه آب روشناییه از بین می‌بردش. :)
    پاسخ:
    حالا دیگه ما برای بیان تعریفش کردیم ببینیم چه پیش میاد (:
    :)
    مچکرم. با استفاده از کلمات کلیدی می شد به بقیه ی قسمت هاش هم دسترسی پیدا کردولی پیشنهادتون خوب بود و اطاعت امر شد :)
    پاسخ:
    ممنون زیاد (:
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">