آرزوهای نجیب

پیوندها

۱۰ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

زلزله

پنجشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۷ ق.ظ

 خدایا لطفاً امشب حواست به بچه‌ها ‌و پدر و مادرها باشه. 



:::بسم الله الرحمن الرحیم 

«إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً»


«خداوند آسمانها و زمین را نگاه می‌دارد تا از نظام خود منحرف نشوند و هرگاه منحرف گردند، کسی جز او نمی‌تواند آنها را نگاه دارد، او بردبار و غفور است!»


  • گلی

بیست و یک روز بعد

دوشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۱ ب.ظ

به یاد «بچه‌های آسمان» فیلم «بیست و یک روز بعد» رو ببینید. 

در موردش هیچی نمی‌گم که خودتون ببینید.


دیالوگی از فیلم:

 همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده می شدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرنده ها دور و بر لونه هاشون جیغ می کشیدن. یکی از بچه ها قسم می خورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده ...



  • گلی

شما هم در درست‌نویسی سهمی دارید

يكشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۲ ب.ظ

هیچ‌کس انتظار نداره که در فضای مجازی و صحبت‌های دوستانه و موقع چت کردن یا پیامک فرستادن از زبان معیار استفاده کنیم؛ ولی خوبه که موقع استفاده از زبان محاوره و شکسته‌نویسی شکل صحیح کلمه‌ها رو بکار ببریم. 

مثلاً در فارسیِ معیار، «می‌گذارم»، «بگذار»، «نگذار» رو با «ذ» می‌نویسیم؛ پس صورتِ گفتاریِ و محاوره آن‌ها را هم باید با «ذ» نوشت: «می‌ذارم»، «بذار»، «نذار». 

خیلی‌ها به‌غلط «می‌زارم»، «بزار»، «نزار» می‌نویسند.


  • گلی

خوشا

سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۵ ب.ظ
می‌دونید غمش کجاست؛ اینکه آقازاده‌ها و از ما بهترون کشور و خوردن و بردن هیچ‌کدوم از روشنفکرها و سلبریتی‌ها اخم به ابروشون نیوردن ولی عوارض خروج از کشور شد ۲۲۰ هزارتومن همه زانوی غم بغل گرفتن. 
خوشبحالشون که هیچ غمی توی این دنیا ندارند جز خروج از کشور. واقعاً خوشبحالشون. 
می‌گم اصلاً یه چیزی، ما که نمی‌تونیم توی شادی شما بزرگان شریک شیم حداقل بیاین ما رو تو غمتون شریک کنید شاید فضای کشور به حال شاد روزهای قبلش برگرده.
راستی حال مردم کرمانشاه چطوره؟
  • گلی

شب‌نوشت

دوشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۶ ق.ظ

همیشه یه دلیل برای ایجاد سردرد و بهم ریختن اعصاب آدمیزاد هست.

  • گلی

باهم یاد بگیریم

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۶ ب.ظ
یه سؤال
شما «اخیر» رو چی معنی می‌کنید؛ مثلاً وقتی می‌گیم سال اخیر دقیقاً چه سالی میاد توی ذهنتون: سال جاری، سال گذشته یا سال آتی؟ تا اونجایی که من دقت کردم اکثراً اخیر رو در معنی جاری و فعلی می‌گیرن. درحالیکه اخیر به معنی گذشته است پس سال اخیر یعنی سال گذشته نه سال جاری یا پست اخیر یعنی پست قبلی نه پست فعلی.

  • گلی

صفحه‌کلید فارسی

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۱ ق.ظ

یکی از حسرت‌های من تا دیشب این بود که چرا صفحه‌کلید گوشیم فارسی نیست. یعنی وقتی بچه‌ها رو می‌دیدم با گوشیشون نیم‌فاصله می‌زنند دوست داشتم بمیرم. ( همیشه اغراق صنعت پرکاربردی بوده در بین ما ایرانی‌ها:D) حالا نیم‌فاصله یک بخشی از بدبختی‌های من بود موقع سرچ توی تلگرام چون صفحه‌کلید من عربی بود و خیلی‌ها صفحه‌کلیدهاشون فارسی بود اوضاعی می‌شد هر صفحه‌کلیدی رو (kika، medad) هم نصب می‌کردم روی گوشیم جواب نمی‌داد؛ تا اینکه با فارس‌تپ آشنا شدم. ( به جون خودم ازشون پولی نگرفتم برای تبلیغ نرم افزارشون:پی)

اگر گوشی آیفون دارید، از اپ استور فارس‌تپ رو دانلود کنید بعد برید قسمت setting و بعد هم General  و از اونجا هم keyboard و در آخر هم add keyboard  و انتخابFarsTap.  به همین سادگی و به همین خوشمزگی شما از این به بعد می‌تونید یه صفحه‌کلید فارسی داشته باشید و باهاش نیم‌فاصله بزنید و از این شش کوچلوها بالای ه  "ۀ " حتی.

اونایی هم که گوشیشون اندروید است صفحه‌کلیدهای:

۱) Gborad

۲) Kika Emoji پیشنهاد می‌شه.

  • گلی

نمایشگاه کتاب استانی

يكشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۹ ب.ظ

از من می‌شنوید اعتبار هر نمایشگاه کتابی به سالن کودک و نوجوانش است.
شما می‌تونید برید سالن کودک و نوجوان و هی لذت ببرید از اونهمه انرژی و حالِ خوب.
دیروز رفتم نمایشگاه کتاب؛ اعتراف می‌کنم همون چند دقیقه‌ایی که تا اومدن دوستم رفتم سالن کودک و نوجوان بیشترین انرژی رو گرفتم. مخصوصاً اون دختر خانمی که توی غرفه کانون پرورش فکری بود. تنها فروشنده‌ای بود که به همۀ کتاب‌ها اشراف داشت و حتی اونقدر خوب کتاب معرفی می‌کرد که آدم دلش می‌خواست توی اون غرفه وایسته تا این خانم فقط حرف بزنه و کتاب بخونه.
بنظرم فروشندۀ هر غرفه توی جذب مخاطب خیلی مهمه چیزی که انتشاراتی‌ها اصلاً بهش توجه نمی‌کنند. خیلی از غرفه‌ها که می‌ری یا فروشنده‌اش اصلاً کتاب نمی‌شناسه یا دل به کار نمی‌ده و براش مهم نیست این آدمی که اومده کتاب بخره حداقل دو کلام باهاش حرف بزنه که شاید تونست یه کتاب خوب بخره.
چقدر خوب می شد اگه انتشارات آرما توی سالن کودک و نوجوان غرفۀ جدا داشت، که وُریا هم توی اون سالن بین همسن و سال‌های خودش بود نه توی سالن حافظ و بین اونهمه آدم بزرگ.

پ ن: نتیجۀ اخلاقی پست هم اینه که نمایشگاه کتاب شهرتون رو که می‌رید حتماً سالن کودک و نوجوان رو فراموش نکنید و از همه مهم‌تر غرفه انتشارات آرما هم تشریف ببرید و وریا یِ جان رو هم با تخفیف ویژه بخرید و از خوندنش لذت ببرید. (آیکون همون مامان سوسکه که می‌گه الهی قربون دست و پای بلوری بچه‌ام برم:joy:)

  • گلی

ویرایش و درست نویسی

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۸ ب.ظ

دقت کردین، سمت راست وبلاگ یه زیر شاخۀ جدید اضافه شده به اسم ویرایش و درست‌نویسی؟


  • گلی

واقعا وای؟

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۸ ق.ظ

بعضی آدم ها به شکل تهوع آوری فقط ادا در میارن، ادای متفاوت بودن، ادای خیلی خفن بودن. 

بعد جالب اینجاست جدیداً وقتی این آدمها رو می بینم هی با خودم می گم چرا یه روزی فکر می کردم واقعاً همچین آدمی خاص و متفاوته؟

  • گلی