آرزوهای نجیب

بایگانی
پیوندها

او

جمعه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۲۳ ب.ظ
می گویند موسیقی مسخ می کند آدم را ، دیوانه ، مجنون . دیشب دیوانه شدم از این آهنگ بی کلام .  ثانیه به ثانیه ش به تو فکر کردم . تو انگار همه جایی بین آهنگ های بی کلام ، بین صفحات کتاب ها ، بین آدمها ، بین صفر و یک های مجازی ، بین صداها ، بین نگاه ها ، بین تصویرها و عکس ها !







پ ن :وب قشنگی است دیشب تا دیر موقع داشتم ، صفحاتش را ورق می زدم و کیف می کردم از همه چیزش . فقط حیف که جایی پیدا نشد برای کامنت گذاشتن و تشکر کردن !
  • گلی

خیالش هم قشنگ است (:

پنجشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۵۳ ب.ظ

پنل مدیریت بیان یک ابزار جالب دارد که تو می توانی آن متن هایی که از وبت کپی می کنند را ببینی ( خیلی چیز جالبی است نه ) یک روز که داشتم بیان را بالا پایین می کردم کشفش کردم ، و کشف کردم که یک کاربر این پست را دقیقا کپی کرده ، توی آن روز اولین سوالی که به ذهنم رسید این بود : که واقعا کل متن به چه دردش می خورد که کپی کرده ؟  تا اینکه امروز یک نفر از طریق این آدرس وارد صفحه بلاگم شد ، رضا امیرخانی آمده بود و پست هایی که بهش حتی یک کوچولو  ربط داشته را توی وبش گذاشته . کار با نمکی است ، چون معمولا نویسنده هایی که سایت دارند فقط نوشته های کله گنده ها را توی وب سایتشان می گذارند ! بعد رسیدم به این پست که رضا امیرخانی این را هم توی وبش گذاشته بعد یکهو ذهن خیال پردازم شروع کرد به خیال بافی که ....

کتاب نوجوان چارلی و کارخانه شکلات سازی را خوانده اید داستان جالبی دارد صاحب کارخانه شکلات سازی معروف شهر یک روز بعد از کلی بی خبری در تمام روزنامه کثیرالانتشار خبر  می زند که قرار است درب کارخانه را به روی پنج بچه خوش شانس شهر باز کند تا کیف دنیا را ببرند به شرط اینکه بچه ها بلیط ورودشان را از درون شکلات ها بیایند و هر کس بلیط های ورود را تا یک تاریخ خاص پیدا کردند می تواند وارد کارخانه شکلات سازی شوند !

بعد یکهو ذهن خیال پردازم شروع کرد به خیال بافی که رضا امیرخانی توی یک سال این کار را انجام بدهد یعنی بیاید یکسری از نوشته ها را توی وبش بگذارد ، بعد مثلا یک روز توی یکی از خبرگزاری ها بگوید که هرکس توی وب سایت امیرخانی نوشته اش قرار داده شده ، قرار است رضا امیرخانی این ها را شاگرد خودش کند و برایشان کلاس نویسندگی بگذارد !


فانتزی جالبی است نه ؟ دقیقا عین خارجکی ها (:

  • گلی

مادرانه (:

پنجشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۵۳ ب.ظ

معرفی می کنم دخترم ، داره از مامانش عکس می گیره فداش برم (:

دخترم


فقط نگاه اون لبخندش کنید و لذت زندگی رو ببرید !

  • گلی

از جنس سیاست

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۵۷ ب.ظ

آقای غرضی را که یادتان هست ؟ همان پیرمرد دوست داشتنی که  کاندیدای ریاست جمهوری دور قبل بود . ایشان یک حرف خیلی جالب زد در همان روزها که :


اصلاح طلب ها کشور داری بلد نیستند و اصولگراها درد مردم را نمی فهمند !



نتیجه جمله بالا می شود ، که دولت قبل چون درد مردم کشورش را نمی فهمید ، نمی فهمید که مردم یک سرزمین علاوه بر انرژی هسته ای به چیزهای دیگر هم نیاز دارد تمام هم و غمش را گذاشت برای انرژی هسته ای ، که اگر بخواهیم انصاف داشته باشیم خیلی هم خوب عمل کرد ولی از آنطرف اصلاح طلب ها هیچ برنامه ای برای اداره کشور ندارند و تمام شعور سیاسیشان بر می گردد به اینکه ، امتیاز به بقیه کشورها دهند و در آخر نتیجه دوسال فک زدن این می شود که  برای بستن یک قرارداد در حد ترکمنچای جشن ملی می گیرند !


پ ن : امیدوارم منظورم را فهمیده باشید (:




  • گلی

او

سه شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۵۲ ب.ظ


وقتی در سفر کتابی با خودت همراه می بری ، یک چیز عجیبی اتفاق می افتد ، کتاب شروع می کند به جمع آوری خاطراتت . بعدها کافی است که تو آن کتاب را باز کنی تا دوباره به همان جایی برگردی که کتاب را اولین بار خوانده ای . یعنی با خواندن اولین کلمات ، همه چیز را به یاد می آوری : عکس ها ، بوها ، همان بستنی ای که موقع خواندن می خوردی . کتاب ها درست مثل نوارهای چسبناک مخصوص گیر انداختن مگس هستند . خاطرات به هیچ چیزی مثل صفحات چاپی نمی چسبند ! ***



خاطراتت ، یادت ، خنده هایت چسبیده به تمام کتاب های روی میز و به تمام دیروزها و امروزها و یا شاید هم  فرداها !




* بخشی از کتاب " سیاه قلب " رمان نوجوان - کورنلیا فونکه - نشر افق - کتایون سلطانی

  • گلی

من از تو بس که نوشتم تمام مردم شهر


بدون اینکه بدانند می شناسندت !





حسین زحمت کش

  • گلی

از سری خرده فرمایشات یک عدد نارنجی از شیراز (:

دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۲۵ ب.ظ

داشتم فکر می کردم ، دیگر سن  خیلی از ماها از  خیلی چیزها گذشته ، دیگر شخصیت خیلی از ما ها شکل گرفته و تقریبا هر چقدر توی گوشمان بخوانند که فلان کار درست است و فلان کار نیست  ، گوش هیچکداممان بهشان بدهکار نیست . و برعکس شاید خیلی هم حالت تهاجمی پیدا کنیم درباره شان ! ولی اگر مسولین این مملکت دلشان برای مردم سرزمینشان می سوزد باید قید ما را بزنند و تمام تمرکزشان را بگذارند روی بچه های هشتادی و کوچکتر از آن ها ! پس بهتر است به جای دست و پازدن توی منجلابی که خیلی هایشان  تویش دست و پا می زنند ، بشیند به بررسی کتاب ها و انیمیشن ها و چیزهایی که برای این نسل مهم است و دقیقا یک برنامه بلند مدت بچینند برای این نسل !



+ فیلمی که امروز دیدم short term 12  بود ، جالب بود . شاید یک فرصت درست و حسابی درباره ش نوشتم !

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۲۵
  • گلی

بدون شرح !

يكشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۴۶ ب.ظ
اگر خوب به زندگیمان نگاه کنیم ، می بینیم خیلی هایمان این روزها حال خوشی نداریم ، از زندگی ناراضی هستیم و یک وقت هایی هم عصبی و ناراحت ! انگار هر چقدر می دویم نمی رسیم به آن چیزی که دلمان می خواهد و همین چیزها آرامشان را از بین می برد ، آرامشی که انگار با خیلی هایمان فاصله نجومی دارد ! شاید زیادی درگیر زندگی شدیم شاید هم  راه چاره ی پیدا کردن آرامشان  عمل کردن به جمله ی ساده زیر باشد!





انس با قرآن



+ فکر کنم بدترین اتفاقی که ممکن است  برای یک نفر  بیفتد  این است  که یک روز کامل درگیر نوشتن یک مقاله باشد و حتی خودش را تا حد مرگ نابود کند برای مقاله ، بعد خوشان خوشان فایل رو می بندد ولی بعد از چند روز که سر می زند هیچ فایلی از مقاله کذایی توی سسیتم پیدا نمی کند   ! این بود قصه غم انگیز امروز ما . ولی خب ما که قرار نیست خنده هایمان را ببازیم ها ؟
  • گلی

امروز می توانست یک شنبه بی نظیر باشد ، یک شنبه که عجیب توی ذهنم بماند ولی نشد ، این شنبه قرار بود برای من شود یک سکوی پرتاب ولی دقیقا برعکسش شد و آنقدر در این شنبه سرخورده شدم که همان اول صبحی گوشیم را خاموش کردم ، سر کار نرفتم و خزیدم زیر پتو ! تا یادم برود این شنبه مسخره را ! ساعت دوازده و نیم صبحانه خوردم و الان قرار است از آن هارد ۱۰۰ گیگی  فیلمی که پنجشنبه به لطف یکی از دوستایم به دستم رسید ، بنشینم فیلم " قبل از غروب "  را ببینم ! و هر لحظه هی قلبم مچاله می شود که چرا اینقدر همه چیز با من سر ناسازگاری دارد ؟



+ در ضمن بعد از چهار سال یا شاید سه سال ، یا حتی پنج سال (اصلا چه فرقی دارد که بعد از چند سال ، مهم این است که قرار بود یک پست اختصاص بدهم به این فیلم ولی این شنبه مسخره زد همه چیز را خراب کرد ) بالاخره فیلم "بوی خوش یک زن  " را دیدم فیلم جالبی بود دوست داشتید ببینیدش !

  • گلی

انیمیشن

پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۴ ب.ظ

چند شب پیش نشستم و  انیمیشن 5 Centimeters Per Second را نگاه کردم ، به نظرم خیلی جالبناک آمد ، ارزش نگاه کردن را واقعا دارد ! اصلا کشورهای دیگر از لحاظ فرم و شخصیت انیماتوری در انیمیشن کجا رسیدند ما کجا ؟ به نظرم تصویر سازیش حرف ندارد !

فقط من نفهمیدم آخر انیمیشن چی شد ؟ دخترک و پسرک بهم رسیدند یا چی دقیقا ؟ هر کس فهمید به من هم بگوید تا ملتی را از نگرانی در بیاورند (:


انیمیشن




دانلود کنید (:



  • گلی