آرزوهای نجیب

آخرین مطالب
پیوندها

بارون میاد جل جلکی

يكشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۰۸ ق.ظ

:::یک 

چه خوبه آدم هر روز با صدای شرشر بارون بیدار شه(: 

شیراز دست‌کمی از پاریس نداره، اگر هر روز آسمونش ابری و بارونی باشه.


:::دو 

خیلی سال پیش یه فیلم دیدم دربارهٔ یه دختر پسر. پسره وقتی می‌بینه دختره دلش پی کسی دیگه‌ای ولش می‌کنه؛ ولی بهش می‌گه، می‌دونم انتخابت مناسب نیست و من بیشتر دوست دارم برای همین من یه سال دیگه فلان‌جا منتظرت  می‌مونم اگر پشیمون شدی بیا اونجا تا دوباره مثل روز اولی که هم دیگه رو اونجا دیدیم رابطه‌مون رو دوباره شروع کنیم. 

پسره یه سال بعد میره همونجا که وعده‌شون بوده و همون‌طور که با هم قرار گذاشتن سه روز، میره سر قرار ولی دختره نمیاد یه سری اتفاقات در راستای این اتفاق می‌افته. فیلم رو خیلی دوست داشتم اون موقع، مخصوصاً اخلاق و منش پسره خیلی به دلم نشست؛ این چند روزه هی یاد فیلمه می‌افتم؛ ولی اسمش یادم نمیاد که برم دانلودش کنم و دوباره ببینمش. 


::: سه

یه شعر شیرازی هست با این مصرع شروع میشه:

بارون میاد جل جلکی جیبای آقام پر نخود چی

هی می‌خونمش هی ذوق بارون می‌کنم(:


:::چهار 

به‌نظر خدا معامله رو قبول کرده و می‌خواد ده سال از عمرم کم کنه

من که راضیم ((:


:::پنج

دکتر میم پنجشنبه می‌گفت: ایشالا شیراز سیل بیاد تو یکی رو با خودش ببره((:

  • گلی

نظرات (۵)

یاد خاطرات دوران کودکی و نوجوانی افتادم. شیراز و بارون‌های شُرشُر توی عیدش. ملت حرص می‌خوردن که چرا دقیقاً وسط سفر ما بارون میاد و نمی‌تونن برن بیرون :))
می‌گم باز خوبه شرط دیگه‌ای نذاشتین. :)) 


پاسخ:
((:

پس شیراز هم زندگی کردید؟ 

یه وقت‌هایی فکر می‌کنم از همین حرف‌های ماست که خدا بارونش رو نمی‌فرسته! مثلاً دیشب خواهرم می‌گفت: کاش بارون بند بیاد که بره بیرون خرید لباس کنه:| 
خب خواهر من تو که ماشین داری با ماشین میری و با ماشین میای؛ چرا دعا می‌کنی بارون بند بیاد:| 

باور کنید روی  باارزش‌ترین  چیز ممکن شرط بستم؛ وگرنه  بنظرتون خدا قبول می‌کرد؟ ((:
نه. ولی ایام کودکی و نوجوانی زیاد شیراز میومدم. :)
لااقل سالی یکی دوبار. 
پاسخ:
ایشالا که بازم بیاید (:
می شه بفرمایید جل جلک را با چه اِعرابی می خوانند؟
پاسخ:
جِل جِلَکی
اینجا هم دیروز داشت بارون میومد همش، خیابونای خیس، مخصوصا توی شب واقعا دوست داشتنی ن.

+before sunrise نبود؟ که توی قطار اشنا شدن و  قسمت بعدی فیلم، پسره نویسنده می شه و اینا؟ 
یه فیلمی هم بود که دخترپسره یه چیزی رو خاک کردن که هرکی زودتر میره برش داره؟ بعد دختره نیومد و فلان. اسمشو یادم نمیاد :)) حالا تا یه هفته توی مغزم میچرخه :/

پاسخ:
نه before نبود
اون دختر پسره قرارشون دقیقاً سه روز بود هر سه روز پسره میره توی یکی از برج‌هایی اگه اشتباه نکنم نیویورک و منتظر دختره می‌مونه، توی این سه روز با یه دختره آشنا می‌شه که دختره هی بهش نخ میده ولی پسره به دوست دختر خودش وفاداره و ...

نه چیزی رو خاک نمی‌کنند...

فیلم شاید قویی نباشه؛ ولی چون تو حال و هوای نوجونی ندیدمش توی ذهنم مونده (:
ببخشید خلاصه تو رو هم درگیر کردم 🙈
سلام
ورژن برعکس این "شبهای روشن" بود که از روی نماشنامه داستایوسکی ساخته شده بود
دختره سه روز میره سر قرار و با یکی آشنا میشه و باقی قضایا
شاید با همین اسم انگلیسی سرچ کنید نمونه های اقتباسی رو بهتون بگه
پاسخ:
سلام (:
نه شب‌های روشن رو دیدم
این فرق داره 
(:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">