آرزوهای نجیب

پیوندها

۱۹ مطلب با موضوع «باهم یاد بگیریم» ثبت شده است

شاید به کار شما هم بیاد.

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۸ ق.ظ

برای همۀ ما پیش اومده که توی Word مطلب می‌نویسیم و توی سیستم ما خیلی خوشگل و باکلاس نشون داده می‌شه؛ ولی به‌محض اینکه برای کسی می‌فرستیمش کلی قاراش‌میش شده. معمولاً اکثر ماها از فونت‌های سری B استفاده می‌کنیم و این سری برای زبان فارسی استاندارد نیست. مثلاً توی فایل شما «ۀ» می‌زنید؛ ولی اگر با یه سیستم دیگه فایلتون رو باز کنید «ة» نشون داده می‌شه و این باعث کلافگی شما می‌شه. خب برای اینکه فایل‌تون در همۀ سیستم‌ها درست نشون داده بشه باید از سری‌های استاندارد فونت فارسی استفاده کنید؛ مثل سری IR. این فونت رو توی گوگل جست‌وجو کنید و دانلود کنید تا اینهمه دچار مشکل نشید.

  • گلی

قوانین دستورخط فارسی.

شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ

 اونایی که دلشون می‌خواد، نوشتنشون استاندارد باشه و فاصله‌ها و نیم‌فاصله‌ها رو اصولی به کار ببرند، خوندن این صفحه رو توصیه می‌کنم. اینجا کلیک کنید لطفاً.

  • گلی

باشد که رستگار شویم همگی

دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۴۴ ب.ظ

کتاب غلط ننویسیم ابولحسن نجفی رو به کسانی که ترجمه می‌کنند یا اون‌هایی که توی ذهنشون هست ویرایش کنند و تمام کسانی که دلشون می‌خواد بهتر و شیواتر و درست‌تر بنویسند، توصیه می‌کنم.


امروز داشتم فکر می‌کردم، اونایی که کار ترجمه می‌کنند خیلی خوب می‌شد دوره‌های ویرایش و درست‌نویسی رو بگذرونند. به این خاطر که خیلی نکته‌ها هست که مترجم‌ها موقع ترجمه دقت نمی‌کنند و یه جورایی دیمی ترجمه می‌کنند و وقتی مثلاً مبحث گرته‌برداری رو آشنا بشند خیلی از اون اشتباهات رو تکرار نمی‌کنند.



  • گلی

Something Borrowed

سه شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۷ ق.ظ

همیشه هم که نباید فیلم‌های درجه یک دید. فیلم هایی که همه دوسش دارند، منتقدها کلی تحویلشون گرفتند، کلی جایزه بردند و امتیازهاشون توی همۀ نظرسنجی‌ها بالاست.

یوقتایی هم اونقدر ذهنت درگیره که دلت یه فیلم آروم می‌خواد. یه فیلم که شخصیت‌های دوست‌داشتنیش آخر فیلم خوشحال باشند.

برای من فیلم "قرض گرفته شده" همین مدلیه و اون سکانسی که ریچل زیربارون بعد کلی کلنجاررفتن با خودش تصمیم می‌گیره حرف دلش رو به دکس بگه و بدو بدو میره سمت دکس و بین نفس‌نفس زدن‌هاش داد می‌زنه: دکس اون روز بعد کافه من نباید می‌رفتم. بعد دکس یه جوری سرش رو تکون می‌ده که انگار خیلی دیره برای شنیدن این حرف‌ها، همین یه سکانس می‌ارزه به خیلی از فیلم‌های جایزه گرفته.


و باور کنید زندگی خیلی از ماها شبیه سرگذشت شخصیت‌های همین فیلم‌های جایزه نگرفته است. بعد ما خودمون رو زیر فیلم‌های خیلی خاص قایم کردیم، درحالیکه هیچ شباهتی به ما ندارند.


ما که بلد نیستیم چیزهای از دست رفته رو تغییر بدیم، بذار حداقل با دیدن خارجی‌هایی که این قدرت رو دارند خوشحال باشیم.

  • گلی

گرته‌برداری۲

يكشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۳۶ ق.ظ
و اما ادامۀ مبحث گرته‌برداری.

:::گرته برداری معنایی

دومین نوع گرته‌برداری که سراغش می‌رویم گرته‌برداری معنایی است.

در این نوع گرته‌برداری مترجم تنبل و ایضاً خودخواه از بین آنهمه معنی واژه اولین معادل را برمی‌دارد و بدون توجه به بافت جمله آن را در جمله به‌کار می‌برد.
خب شاید الان سؤال برایتان پیش بیاید که این یعنی چی دقیقاً.

  در یک مثال این موضوع را بررسی می‌کنیم.

در انگلیسی واژه "rate" به معنای بهای کالا، میزان، سرعت، شتاب یا درصد است که در فارسی این واژه در تمامی جمله‌ها فقط به "نرخ" ترجمه می‌شود.
به این جمله دقت کنید: نرخ بی‌سوادی کاهش چشمگیری داشته است. اینجا دقیقاً نرخ بی‌سوادی یعنی چی؟ خب باید مترجم عزیز به این شکل ترجمه می‌کرد: میزان بی‌سوادی کاهش چشمگیری داشته است.


بچه‌هایی که در دانشگاه مهندسی با شاخه‌های متفاوت خواندند مخصوصاً مهندسی نرم‌افزار اگر یک کوچولو به حافظه‌شان مراجعه کنند، متوجه این گرته‌برداری می‌شوند و یادشان می‌آید  برای همین گرته‌برداری چه سختی‌هایی برای فهمیدن درس‌هایشان که نکشیدند.



هرچقدر که گرته‌برداری واژگانی به رشد زبان فارسی کمک می‌کند، گرته‌برداری معنایی به این شکل برای زبان فارسی فاجعه به بار می‌آورد.


:::گرته‌برداری نحوی

سومین نوع گرته‌برداری گرته‌برداری نحوی است.

در گرته‌برداری نحوی مترجم دستور یا گرامر زبان وام‌گیرنده را وارد زبان فارسی می‌کند.

مثلاً ترجمۀ "a" حرف تعریف به "یک" که در فارسی زائد است: او یک انسان شریف است به جای او انسانی شریف است.
یا ترجمۀ "the" حرف تعریف به "این" زائد است: این ذهن ماست که همه چیز را می‌آفریند. ذهن ماست که ...
یا حتی استفاده از ساخت مجهول به جای معلوم: گلستان توسط سعدی نوشته شد. گلستان را سعدی نوشت.

برخی از ساختارهای نحوی زبان عربی نیز وارد زبان فارسی شده است:
مطابقت صفت و موصوف از نظر مذکر و مؤنث: زن شاعره، چهل دختران، دوبرادران.
آواچه‌ای که امروز شباهنگ در وبلاگش کار کرد از همین نوع گرته‌برداری‌هاست.




و اما برسیم به چند تمرین پدرمادردار. (توی پرانتز خدمت دوستان عرض کنم، این تمرین‌ها فقط به مبحث گرته‌برداری اشاره ندارد، شما باید یه ویرایش کلی کنید.)

۱: قالب پیش‌بینی‌ها در ارتباط با انجام دقیق قانون به شکست می‌انجامد.
۲: اجازه بدهید ابتدا خسته نباشیدی داشته باشیم خدمت مهمانان برنامه.
۳: این ما بودیم که برای سه سال متوالی، پی‌درپی از شرایط بد او رنج بردیم و تحمل کردیم.
۴: ما باور داریم که بهروز با تلاش خود، به زودی به عنوان دانشجوی نمونه برگزیده می‌شود.
۵: پس از آنکه کارهای اصلی توسط مهرداد به انجام رسید او را در جریان تمام ماجرا گذاشتند.



پاسخ تمرین‌ها
  • گلی

گرته‌برداری.

چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۳۶ ب.ظ

در ادامۀ مبحث ویرایش و درست‌نویسی امروز قرار است دربارۀ گَرته‌برداری صحبت کنیم.

اول بیایم ببینیم اصلاً گرته‌برداری یعنی چی؟


ببینید، کلمه‌ها از یک زبان دیگر به سه روش وارد زبان فارسی می‌شود:


۱: واژگانی: به عنوان مثال وقتی سیب‌زمینی وارد ایران شد، هیچ واژه‌ای برای نامیدنش توی دست‌وبالمان نداشتیم. پس برای اینکه این کمبود را رفع کنیم از واژۀ فرانسوی آن  pomme de terre  به معنی (سیب و زمین) کمک گرفتیم و عبارت (سیب‌زمینی) را به جای آن قرار دادیم.

در واقع می‌توانیم به این نتیجه برسیم که گرته‌برداری واژگانی یعنی ترجمۀ لفظ به لفظ از یک زبان بیگانه. این ترجمه در بسیاری از مواقع باعث تقویت زبان می‌شود.

در زبان فارسی واژه‌های زیر از این طریق وارد زبان فارسی شده است:

آسمان‌خراش ---> sky scraper

راه‌آهن ---> rail road

مغزشویی ---> brain washing



پ ن: ارکیده  عزیز توی وبش گلستان خوانی گذاشته یکی از مزیت‌هاش اینه که حکایت‌ها رو خیلی کوتاه می‌نویسه؛ یعنی اگر یه حکایت تودرتو هم باشه اون رو به قسمت‌های کوچک تقسیم می‌کنه و می‌نویسه. دیدم چقدر خوبه این مدلی، حوصلۀ مخاطب هم سر نمی‌ره پس تصمیم گرفتم من هم این مدل پست‌ها رو کوتاه بنویسم تا خسته نشید.




  • گلی

کلیشه‌کشی

يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۰۱ ق.ظ

این شما و این هم آخرین مطلب دربارۀ کلیشه‌های زبان فارسی.


آقای دهخدا در فرهنگ لغتنامۀ خودش دربارۀ "قابل" این‌طور گفته: کلمه‌ای است عربی و صفت فاعلی از قبول به معنی پذیرا، پذیرنده، قبول‌کننده.

حالا مترجم‌های عزیز able انگلیسی و فرانسوی را که به معنی توانایی و امکان است رو به معنی قابل و غیرقابل ترجمه کردند.

بعد از آن هم مترجم‌های عزیز و دوست‌داشتنی و البته باسواد و دنیا دیده‌مان هرجا واژه کم آوردن، جناب آقای "قابل" را استفاده کردند.

چند تا از شاهکارهای این دوستان و کلمه‌های مناسبی را که می‌توان به جای آن استفاده کرد، در پایین می‌بینیم:


۱: غیرقابل نفوذ در حالیکه به راحتی می‌توانیم بنویسم: نفوذناپذیر؛

۲: قابل جبران ..... جبران کردنی؛

۳: قابل اجرا.... اجرا شدنی؛

۴: غیرقابل‌اطمینان... نامطمئن؛

۵: قابل‌احترام.... محترم؛

۶: قابل‌دسترس .... در دسترس؛

۷: قابل‌اشتعال .... اشتعال‌زا؛


خب حالا من چند تا از ترکیب‌هایی که با "قابل" ساخته شده رو می‌نویسم و شما کلمۀ مناسب رو جایگزین کنید.

۱. قابل تخمین؛

۲. غیرقابل‌انتظار؛

۳. غیرقابل‌دسترس؛

۴. غیرقابل‌تصور؛

۵. قابل‌اختصاص؛

۶. قابل‌اطمینان؛

۷. قابل‌تخفیف؛

۸. قابل‌تقدیر؛

۹. قابل‌تحمل؛

۱۰. قابل‌تصور؛

۱۱. قابل‌تخفیف؛

۱۲. غیرقابل‌بازگشت؛

۱۳. قابل‌اشتعال؛

۱۴. قابل‌قیاس؛



نکتۀ پایانی و حتی تستی و کنکوری، هرگاه "قابل" به‌معنی پذیرنده و قبول‌کننده و شایستگی و سزاوار باشد یعنی در معنی صحیح خودش به‌کار رفته و نیازی به تغییر ندارد در غیر این صورت و زمانیکه با کلمه‌های دیگر ترکیب شده است، باید متن ویرایش شود.



پ ن: دو نکته که ربطی به ویرایش نداره. می‌شه لطفاً یه فیلترشکن خوب برای ویندوز بهم معرفی کنید.

دوم اینکه این روزها اگر یادتون بود یه کوچولو ما رو هم دعا کنید لطفاً(:



  • گلی

برای حنا و دوستداران ویرایش

دوشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۰ ق.ظ

امروز قرار است کلیشۀ «داشتن» را با هم وارسی کنیم.

«داشتن» به معنی مالک بودن و در اختیار گرفتن است. جاهایی که «داشتن» در این معناها به‌کار نرفته باشند، اشتباه است و باید شما دوستان عزیز شکل صحیح آن را بنویسید.

خب حالا نگاهی بیندازیم، ببینیم چه بلایی سر فعل «داشتن» آوردیم و در چه معناهایی از آن استفاده می‌کنیم.

۱. دیدن:  تصویر شما را ندارم.
۲. تماشا کردن: می‌ریم که داشته باشیم...
۳. شنیدن: صدایم را دارید؟
۴. گذاشتن: تأثیری که هدیۀ من بر مهسا داشت، باعث شد دوستی‌مان ادامه پیدا کند.
۵. کردن: بیایید رانندگی بهتری داشته باشیم.
نگاهی داریم به سرفصل خبرها.
۶. برگزار کردن: با هم نشستی صمیمی داشته باشیم.
۷. گفتن و عرض کردن: تسلیتی داشته باشیم به ...
سلام گرمی داریم خدمت همۀ ...
۸. بیان کردن و مطرح ساختن: ممکن است گزارش خود را داشته باشید؟
۹. پخش کردن: هر روز می‌خواهیم یک سرود خدمتتان داشته باشیم.
۱۰.  دادن: در این باره چه توضیحی دارید؟
۱۱. گرفتن: نباید رفتار دیگران را تحت نظر داشت.
۱۲. فراهم آوردن، فراهم کردن: چگونه زندگی متعالی داشته باشیم؟
۱۳. گذراندن: روزی خوب داشته باشید.
۱۴. نقل شدن، آمدن، ذکر شدن، بودن، سراغ داشتن: روایت داریم که ....
در قرآن آیه‌هایی داریم که ....

در مثال‌های بالا «داشتن» در معنای درست به‌کار نرفته و باید با کلمه‌های مناسب اصلاح شود؛ اما در مثال‌های زیر «داشتن» در معنای صحیح آن استفاده شده.

۱. همواره به یاد داشته باشید که ...
چگونه رابطۀ صمیمانه‌ای داشته باشیم؟
(همکرد «رابطه» و «یاد»، کلمۀ «داشتن» است.)
۲. چگونه دندان‌های شفاف و براقی داشته باشیم؟ (برخوردار بودن)
۳. چگونه فرزندان خلاقی داشته باشیم؟ (تربیت‌کردن)
۴. چگونه تارنمای جذاب داشته باشیم؟ (ساختن)
۵. چگونه همسر مناسب داشته باشیم؟ (دست‌وپاکردن)
۶. دارم می‌آیم. داشت می‌رفت. (ماضی مستمر و مضارع مستمر)

پ ن: یک کوچولوی یعنی در حد یک پست دیگر، صبوری به خرج بدهید، بحث کلیشه‌ها تمام می‌شود و می‌رویم سراغ مبحث نفس‌گیر اما شیرین گرته‌برداری.

پ ن ۲: عکس زیر هم برای حناست که گفت دنبال کتابی است که بتواند مباحث ویرایشی را به‌طور جدی دنبال کند. این سیرمطالعاتی را باید به همان ترتیبی که توی عکس می‌بینید، بخوانید. البته گزینه‌های یک و دو را بهتر است، جابه‌جا کرد یعنی اول ویرایش دکتر ذوالفقاری را بخوانید بعد غلط ننویسیم مرحوم نجفی را.

اگر به عکس دقت کنید، می‌بینید که جلوی هر کتاب، توصیه‌ای هست که کجاهای کتاب را بخوانید و کجاها را نه؛ لطفاً به این نکات هم دقت کنید.





  • گلی

کلیشه‌ها را با هم ریشه‌کن کنیم

پنجشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۴۷ ب.ظ

امروز بحث کلیشه‌ها خیلی جمع‌وجور ولی پرکاربرد است. «عدم» کلیشه‌ای است که قرار است امروز درباره‌اش بیشتر صحبت کنیم.
«عدم» یک پیشوند منفی‌ساز است.
خب حالا بیایم ببینیم ما «عدم» رو به‌ چه صورت استفاده می‌کنیم.

ن: عدم داشتن تمرکز، عدم ریختن زباله؛
بی: عدم حوصله، عدم دقت، عدم توجه به قانون، عدم سواد، عدم صبر؛
نا: عدم آگاهی، عدم شکیبایی، عدم ناجوانمردی؛
نکردن: عدم قبول، عدم درک، عدم دریافت؛
نشدن: عدم تحقیق، عدم موفقیت، عدم کامیابی؛
نبودن: عدم بضاعت، عدم دید کافی، عدم اطمینان؛
نبود: عدم وجود؛

سؤال اینجاست وقتی ما کلی ادات منفی‌ساز فارسی داریم که اتفاقاً باعت تنوع کلمه‌ها و جمله‌هایمان هم می‌شود چرا باید از «عدم» عربی استفاده کنیم؟

خب حالا بیاید به این عبارت دقت کنید: «عدم وجود توان پاسخگویی»، خب گوینده یا نویسنده دقیقاً منظورش از این عبارت چی بوده؟ نبود وجود توان پاسخگویی!!!
خب عزیزم من بگو «توان پاسخگویی ندارد»، چه کاری است حالا؟
این جور خطاها توی ویراستاری به «خطای منطقی» مشهور است؛ یعنی خطایی که در هنگام خواندن باعث دشوار فهمی، مکث مفهومی، یا برداشت‌های متناقض، مخاطب می‌شود.

اما کاربرد صحیح «عدم» زمانی است که در معنای فلسفی آن و در مقابل «وجود» باشد.

  • گلی

مورد عجیب کلیشه‌های زبان فارسی.

يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۳۲ ب.ظ
به‌نظرتان در تیتر بالا کدام کلمه کلیشه است و در معنای درستش استفاده نشده؟
الف: مورد
ب: عجیب
ج: کلیشه
د: زبان فارسی!!!

دوستانی که گزینۀ الف را انتخاب کردند، یک هدیۀ خیلی توپ خودشان را مهمان کنند لطفاً. آنهایی هم که گزینۀ درست را انتخاب نکردند خودشان را موظف کنند تا آخر این پست را بخوانند؛ چون قرار است با یک کلیشۀ خیلی خفن آشنا شوند.

خب حالا به نظرتان معنی «مورد» چیست؟
جناب دهخدای نازنین هم دربارۀ «مورد» این نظر را دارند که: «راه و محل ورود، راه آب، آبخور، جای آب خوردن مردم و بهایم در صحرا، آبشخور، مشرب، مشرع، ورود، جای آمدن و محل ورود و محل فرود آمدن، زمان یا مکان ورود، درآمد و مدخل و راه و طریق و جای و محل و مقام».
الله‌اکبر کبیرا از این همه معنی.
اما از آنجایی که ما متخصص اسراف در همه‌چیز هستیم کلمۀ «مورد» را  در شکل‌های زیر هم استفاده می کنیم.

۱: کدام مورد صحیح است؟
۲: مواردی از این دست...
۳: در اکثر موارد ...
۴: خیر، موردی ندارد.
۵: طرف، مورد دارد.
۶: فردا شب در مورد همسایگی حرف می‌زنیم.
۷: یک مورد سرقت گزارش شده است.
۸: برای علی آقا دنبال مورد خوب می‌گردم.
۹: این حسابدار مورد اطمینان است.
۱۰: از جمله موارد سرقت ادبی ....
۱۱: معنای مورد نظر از عقل، آن چیزی است که ....

خب کلمه‌هایی که مناسبی که می‌توانیم برای جناب «مورد» جان استفاده کنیم.

۱: گزینه، پاسخ، احتمال؛
۲: نمونه‌هایی؛
۳: در اکثر مواقع، در اکثر اوقات؛
۴: مشکلی، ایرادی، عیبی؛
۵: مشکل دارد، مشکوک است، خرده‌شیشه دارد؛
۶: درباره، در خصوص، راجع به؛
۷: فقره؛
۸: همسر مناسب، خانۀ خوب، شغل؛ (در این مثال باید ببینم منظور گوینده از مورد چی بوده و کلمۀ مناسب آن را جایگزین کنیم.)
۹: مطمئن.
۱۰: مصادیق.
۱۱: مدنظر.

اگر دقت کرده باشید در هیچ‌کدام از گزینه‌ها «مورد» را در جای مناسبش استفاده نکردیم. طفلی «مورد»، بیچاره «مورد».

یک وقت‌هایی هم «مورد» عزیز باعث درازنویسی می‌شود. مثلاً می‌گوییم: «مورد بررسی قرار داد»، در حالیکه خیلی راحت می‌توانستیم بگویم «بررسی کرد».


::: منبع با کلی خودشیرین‌بازی مجلهٔ انشا و نویسندگی

  • گلی