آرزوهای نجیب

پیوندها

۱۷ مطلب با موضوع «پیشنهاد فیلم» ثبت شده است

نمی‌دونم قبلاً گفتم یا نه؛ ولی

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۳۰ ب.ظ

دلت برای مرده‌ها نسوزه هری.

برای زنده‌ها دلسوزی کن و بیشتر از همه برای کسانی که بدون عشق زندگی می‌کنند.


هری پاتر و یادگاران مرگ

  • گلی

دیالوگ

پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۱۶ ب.ظ

چیزهایی که از دست می‌دیم، بالاخره یه روزی پیشمون برمی‌گردن.

اگرچه ممکنه از طریقی باشه که انتظارشو نداریم.


هری‌پاتر | فصل پنج 




پ ن: با این سنم نشستم هری پاتر می‌بینم. خجالتم نمی‌کشم.  

  • گلی

مثلاً بهشت

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۴۹ ق.ظ

یادمه یه بار دلژین جان توی وبش گفت: بهشت رو نمی‌تونم متصور بشم و اصلاً یعنی چی که بخواد تا ابد آدم یه جایی مثل بهشت باشه و شاید اصلاً حوصلشم سر بره. یا چی شبیه به این توی ذهن من هست از حرف‌های دلژین.


به‌نظرم بهشت یه جاییه شبیه مکانی که فیلم آواتار توش پرشده بود. یه جنگل بکر و دست نخورده. یه جای دنج برای ماجراجویی. بعد مثلاً هر روز مثل هاکلبرفین چوب‌دستی مون رو برداریم و یه بقچه پر از خوراکی رو بهش وصل کنیم بریم دنبال کشف بهشت.

اگر روزی رفتیم بهشت صدسال اولش رو فقط باید سوراخ‌سنبه‌هاش رو پیدا کنیم. حالا بعد از صدسال خدا خودش کریمه. شاید رفتیم مرحلۀ بعد و کشفیات جدید.

  • گلی

انقلاب جن.سی

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۴۴ ب.ظ

یکی از مزیت‌های کتاب‌خوندن اینه که قبل اینکه یه زندگی رو تجربه کنید، می‌تونید با خوندن یک کتاب از زیروبم اون سبک از زندگی سر دربیارید. مستند دیدن هم همین امتیاز رو داره. تازه تأثیرش هم بیشتر است.


مستند انقلاب جنسی، توی دو قسمت منتشر شده، که دیدنش خالی از لطف نیست.

 

از این سایت هم می‌تونید دانلودش کنید.



  • گلی

شب ‌های روشن از نوع کتابیش

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۲۶ ب.ظ

بالاخره دیشب نشستم کتاب «شب‌های روشن» رو خوندم. برای منی که عاشق فیلم «شب‌های روشن»*ام شاید الان یکم دیر باشه  برای خوندن این کتاب.
مخصوصاً وقتی به یکی این فیلم رو معرفی می‌کردم و با کلی شور و شوق دربارۀ فیلم حرف می‌زدم و چه‌ها که در وصف این فیلم نمی‌گفتم؛ یعنی یکجوری تعریف می کردم انگار مثلاً خورۀ سینمام. ماجرا وقتی جذاب می‌شد که از شانس کج من طرف کتاب شب‌های روشن رو خونده بود و ازم می‌پرسید: راستی کتابش رو خوندی؟ و من لبخند ملیح  ولی تلخی تحویلش می‌دادم که نه!
خیلی صحنۀ  ضایع و ایضاً دردناکی بود، طوریکه آدم می‌تونه ازش یه فیلم تراژدیک بسازه.
خلاصه اینکه دیشب این کتاب رو توی دو سه ساعت تموم کردم و با ابراز تأسف از وقتی که پاش گذاشتم، باید بگم کتابش چنگی به دل نمی‌زد. اصلاً  موندم چطور سعید دقیقی (نویسندۀ فیلم شب‌های روشن) تونست از همچین کتابی، فیلم‌نامه‌ای به این شاهکاری دربیاره.  
شاید دلیل اصلی که کتاب به دلم ننشست ترجمۀ کتاب بود؛ البته ناگفته نماند که کتاب رو سروش حبیبی ترجمه کرده؛ کسی که اسمش یه برند است توی حوزۀ ترجمه.
کتاب یک داستان عاشقانه رو روایت می‌کنه، پس برای همین کلمه‌هایی که مترجم استفاده می‌کنه باید خیلی روح و احساس داشته باشه که خواننده بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه. نه اینکه جمله‌ها رو ترجمۀ لفظ به لفظ کنه و یه مشت کلمۀ بی‌احساس رو بپاشه تو صفحه و به صرف اسم نویسنده‌ای که پشت جلد است کتاب فروش بره و تو خیال کنی وای پسر عجب ترجمه‌ای.
به‌نظرم مترجم‌های کتاب‌های کودک و نوجوان ما خیلی قوی‌تر از کتاب‌های بزرگسال هستند. مثلاً خانم کیوان عبیدی آشتیانی ترجمه‌هاش عالیه، تو اصلاً احساس نمی‌کنی که داری یه کتاب ترجمه شده می‌خونی، بسکه کلمه‌هاش احساس توش موج می‌زنه و تو می‌تونی خیلی زیاد با شخصیت‌های داستان همذات‌پنداری کنی، چون کلمه‌هاش رو درک می‌کنی؛ ولی در ادبیات بزرگسال ما کتاب‌ها ترجمه می‌شوند فقط به صرف اینکه بازار خالی از ترجمه نباشه. مثلاً یکی از مترجم‌های پرآوازۀ این روزها پیمان خاکسار است. یه وقتایی دلم می‌خواد برم به آقای خاکسار بگم، بی‌خیال رفیق واقعاً وحی نشده که همۀ کتاب‌های روز دنیا و جایزه برده رو تو ترجمه کنی، کیفیت رو فدای کمیت نکن رفیق، بسکه گند زدی به تصورات من با اون ترجمه‌هات.



*(البته نسخهٔ ایرانی فیلم، نه ایتالیایی‌اش، البته نسخهٔ ایتالیایی رو دیشب کشف کردم و هنوز ندیدمش)



پ ن: به دوستی که دیشب یه کامنت خصوصی گذاشت اینجا

سلام (:

راستش رو بخواید من خیلی وقته دیگه از کسی دلگیر نمی‌شم و نیستم. البته تا اونجایی که من یادم میاد دلیل ناراحتیم از شما چیز دیگه‌ای بود نه این دو موردی که گفتید (:

ممنون از ابراز محبتت به وریا.  

و امیدوارم که سال نود و هفت سال رسیدن به آرزوهای قشنگ و نجیبت باشه و اینکه سال نوت پیش پیش مبارک (:

  • گلی

با هم ببینیم

شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۳۰ ب.ظ

توی چند وقت گذشته، تعدادی فیلم دیدم که دیدنشون خالی از لطف نیست.



:::یک

پسرکی با پیژامۀ راه‌راه

این فیلم دربارۀ جنگ جهانی دوم است و از زاویۀ بچه‌هایی که در جنگ حضور دارند به جنگ نگاه می‌کنه. خیلی زیاد دوسش داشتم و بهتون پیشنهاد می‌دم حتماً ببینیدش.





::: دو
دختر دانمارکی

وقتی فیلم تموم شد یه چیز عجیب ذهن منو به خودش درگیر کرد، اگر من توی اون زمان بودم و با همچین افرادی برخورد داشتم چه عکس‌العملی از خودم نشون می‌دادم. آیا همچین افرادی رو طرد می‌کردم یا حمایتشون؟




::: سه
چهار ماه و سه هفته و دو روز

بعد از دیدن فیلم یه جمله اومد توی ذهنم: بعضی غم‌ها جهانی‌اند؛ مثلاً غم "زن" بودن.

  • گلی

قحطی بزرگ

جمعه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۰۴ ب.ظ

ما ایرانی‌ها کلا حافظۀ تاریخی خوبی نداریم یعنی یه مدلیه که دور از جون شما، حافظۀ ماهی جان پیش ما خیلی غوله. شاید برای همینه که سالهاست روی یه مدار صفردرجه می‌چرخیم. ما یاد نگرفتیم از تاریخ درس عبرت بگیریم برای روزهای آینده.

به نظرم بد نیست یه وقتایی در حد دیدن حتی یک فیلم تاریخمون رو مرور کنیم. فیلم یتیم‌خانۀ ایران رو توصیه می‌کنم حتما ببیند. بد نیست فیلم رو ببیند و  قایمکی روشنفکرهای اون موقع رو  با روشنفکرهای این روزهامون هم مقایسه کنید(:

و قبل دیدن این فیلم حتما این صفحه رو بخونید.



  • گلی

مری و مکس

سه شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ب.ظ

نمی‌دونم کیا انیمیشن مری و مکس رو دیدن؟ اگر از اونایی هستید که انیمیشن رو ندیدید، بدون معطلی اون رو دانلود کنید و ببینید؛ اگر از اونایی هستید که انیمیشن رو دیدید، بازم به خودتون فرصت بدید که یه انیمیشن خوب رو دوباره ببیند.

پ ن: سکانس آخری که مری میره دیدن مکس و با جنازه مکس رو به رو میشه، و بعد مری دستهای مکس رو توی دستش می گیره و دیوار روبه روش رو می‌بینه، همونجا باید دنیا متوقف می‌شد و جلوتر نمی‌فت.


  • گلی

من جای شما بودم همین الان دانلودش می کردم!

دوشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۲۴ ب.ظ

nبار من  فیلم شب های روشن  رو دیدم و حاضرم n+1 بار دیگه هم ببینمش. چقدر خوب ِ این فیلم و چقدر نجیب. اعتراف  می کنم که هر بار می بینمش انگار دارم دنبال یک گمشده می گردم توی این فیلم، یک گمشده که هیچ وقت توی دنیای واقعی پیداش نکردم. 

و اعتراف بعدیم این هست که این فیلم من رو وسوسه کرد ادبیات بخونم!




  • گلی

لاک قرمز

شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۳۶ ب.ظ
نمایندگان ملت یک طرح به مجلس دادند که از این بعد حقوق مدیران پرکار کشورمان حداقل بیست و چهار میلیون باشد. (یا یک چیزی شبیه به این) در طول مدتی که نمایندگانمان سر این طرح توی سرو کله هم می زنند، لطفا فیلم لاک قرمز را بخرید و تماشا کنید. در تمام زمانی که نمایندگانمان روی آن دکمه های کوفتی می زنند برای تثبیت این طرح بیاید به حال اکرم های سرزمینمان گریه کنیم، برای تمام  حماقت هایمان برای انتخاب این نمایندگان، بیاید گریه کنیم برای اکرم هایی که در کنارمان هستند و بجای دیدنشان هی دعوای سیاسی کردیم، اصلا بیاید برای مادر اکرم گریه کنیم، برای تمام دردهایش، برای خودمان حتی، برای کشور مثلا اسلامییان، اصلا بیاید برای رئیس جمهور وقیحمان گریه کنیم که نه او حرف ما را می فهمد نه ما حرف های او را، بیاید برای تمام اکرم هایی گریه کنیم که هیچ سهمی از این کشور نداشتند، در هیچ کجای برنامه های رئیس جمهور نبود، دغدغه هیچ کدام از نمایندگان ملت نبود، هیچ بازیگری برای اکرم ها کمپین تشکیل نداد، برای اکرم هایی که در هیچکدام از لیست های سیاسیون نبودند، هیچ کس نگفت اکرم ها را ببیند "تَکرار میکنم"  اکرم ها را ببینید. بیاید گریه کنیم به حال خودمان، به حال خودمان که در تمام این سالها  هیچ کس نه دردهایمان را دید و نه شنید. بیاید گریه کنیم برای امروزی که  ما  هم جزیی از بازی یک مشت دلال سیاسی شدیم.




  • گلی